مرجع انتخاب نام فارسی
فیلترها

جنسیت

دختر
پسر
همه

برچسب

اصیل ایرانی
بین المللی
پرنده
پیامبران و امامان
تاریخی
دخترانه-پسرانه
شاهنامه
شیک و باکلاس
طبیعت
قرآنی
گل
مذهبی
منظومه
موسیقی

ریشه نام

ترکی
لری
کردی
فارسی
مازندرانی
گیلکی
عربی
پهلوی
ارمنی
اوستایی
عبری
لاتین
سانسکریت
یونانی
فرانسوی
مغولی
زرتشتی
هندی
بلوچی

اسم های پسرانه با ج

در این صفحه می توانید لیستی از بهترین اسامی پسرانه که با حرف « ج » شروع می شوند را به همراه معنی و توضیحات ثبت احوال، مشاهده نمایید. همچنین می توانید با استفاده از بخش فیلترها، هوشمندانه اسم فرزند خود را انتخاب کنید. برای مثال اگر گزینه پسرانه را فعال کنید، فقط اسم های پسرانه به شما نشان داده می شود و یا اگر گزینه مذهبی را انتخاب کنید، فقط اسامی مذهبی به نمایش در می آیند.
جستجو بر اساس:
نام
معنی نام
ابجد
مرتب سازی بر اساس:
محبوب ترین‌ها
نام (آ تا ی)
نام (ی تا آ)
معنی اسم  جواد جواد

بخشنده، جوانمرد، از نام‌ها و صفات خداوند

معنی اسم  جعفر جعفر

جوی، رود، نام ششمین امام شیعیان

معنی اسم  جلال جلال

بزرگواری، عظمت، شکوه، از صفات خداوند كه به مقام كبريايي او اشاره دارد

معنی اسم  جمشید جمشید

پادشاه بزرگ درخشان، پادشاه روشن، پسر خورشید، از شخصیت های شاهنامه فرزند تهمورث و شاهی فرهمند است

معنی اسم  جلیل جلیل

بزرگ، بزرگوار، باشکوه، از نام ها و صفات پروردگار

معنی اسم  جمال جمال

زیبایی، مايه‌ي زيبايي و زينت بخش، جلوه‌هاي الطاف خداوندي

معنی اسم  جهانگیر جهانگیر

فاتح جهان، جهان گشا

معنی اسم  جابر جابر

شکسته بند، جبار، از نام ها و صفات پروردگار

معنی اسم  جبار جبار

از صفات خداوند، نام يكی از صورت‌های فلكی، دارای سلطه و قدرت

معنی اسم  جهان بخش جهان بخش

آن که جهان تحت سلطه اوست و می تواند آن را به کسی ببخشد

معنی اسم  جاوید جاوید

جاویدان، همیشگی، ابدی

معنی اسم  جمیل جمیل

زیباروی، نیکو

معنی اسم  جبرائیل جبرائیل

بنده‌ی خدا، نام یکی از فرشتگان مقرب الهی

معنی اسم  جلال الدین جلال الدین

شکوه و عظمت دین، نام شاعر و عارف بزرگ قرن هفتم، مولانا جلال الدین بلخی

معنی اسم  جمال الدین جمال الدین

زیبایی دین

معنی اسم  جعفرصادق جعفرصادق

ترکیب دو اسم جعفر و صادق (جوی و راستگو)

معنی اسم  جوانشیر جوانشیر

شیر جوان، کنایه از جوان زورمند و دلیر است

معنی اسم  جهاندار جهاندار

خداوند، نگهبان جهان، پادشاه، (به مجاز) بزرگ و قدرتمند

معنی اسم  جهاد جهاد

در راه دين جنگيدن، مبارزه، كوشيدن، تلاش

معنی اسم  جنید جنید

سرباز

معنی اسم  جاهد جاهد

جهد کننده، کوشا، ساعی

معنی اسم  جانیار جانیار

دارای روح و روان، یاری دهنده جان

معنی اسم  جهانگرد جهانگرد

آن که به کشورها و نواحی مختلف جهان سفر می کند

معنی اسم  جوانمرد جوانمرد

بخشنده، دارای همت والا

معنی اسم  جهان بین جهان بین

ويژگي آن كه جهان را مي‌بيند

معنی اسم  جاماسب جاماسب

دارای اسب درخشان

معنی اسم  جامی جامی

ظرفی از طلا، کاسه

معنی اسم  جوان جوان

شاداب و با طراوت

معنی اسم  جانبخش جانبخش

زنده كننده

معنی اسم  جویا جویا

جستجو کننده، جوینده

معنی اسم  جاویدان جاویدان

هميشگي، ابدي

معنی اسم  جویان جویان

جوینده، جست و جو کننده

معنی اسم  جاماس جاماس

نام برادر قباد پادشاه ساسانی، جاماسب

معنی اسم  جاودان جاودان

همیشگی، جاویدان، ابدی، پایدار

معنی اسم  جابان جابان

اميری كه پوراندخت پادشاه عجم او را با سپاهی عظيم به جنگ سپاه عرب فرستاد

معنی اسم  جستان جستان

چالاک و چابک، نام پدر مرزبان نخستین پادشاه جستانیان

معنی اسم  جان افزا جان افزا

آنچه جان را بیفزاید آنکه یا آنچه باعث شادی شود

معنی اسم  جلایر جلایر

نام یکی از قبایل مغول، نام شاعری در عهد شاه اسماعیل اول صفوی

معنی اسم  جهانور جهانور

جهاندار

معنی اسم  جبریل جبریل

جبرئیل، نام یکی از چهار فرشته مقرب که حامل وحی الهی برای انبیاست

معنی اسم  جیحون جیحون

رود، دریا، آمودریا، رود بزرگ، نام رودی در آسیای میانه

معنی اسم  جرجیس جرجیس

گل سیاه، نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل

معنی اسم  جوشن جوشن

زره، لباس ویژه جنگ

معنی اسم  جوادرضا جوادرضا

ترکیب دو اسم جواد و رضا (بخشنده و خشنود)

معنی اسم  جلیل الدین جلیل الدین

بزرگ و بزرگوار در دین و شریعت

معنی اسم  جناده جناده

نام يكی از ياران پیامبر اسلام (ص)

معنی اسم  جمزاد جمزاد

نژاد و گوهر جم، (مجاز) بزرگ زاده، از نسل پادشاهان

معنی اسم  جهان بخت جهان بخت

بلند اقبال، آن كه جهان بر وفق مرادش باشد

معنی اسم  جریر جریر

جاری، روان، تندزبان، گویا

معنی اسم  جهان جو جهان جو

جوینده و طالب جهان، (مجاز) پادشاه بزرگ و کشور گشا

معنی اسم  جان پرور جان پرور

روح پرور، جان بخش

معنی اسم  جانمهر جانمهر

دوستدار جان

معنی اسم  جاسم جاسم

عامیانه قاسم

معنی اسم  جانی جانی

جاندار