اسم ها

نام نیکو
آذرنوش
(اَعلام) 1) (در شاهنـامه) «نوش‌آذر» آمده و آن نام آتشكده‌اي است در بلخ كه زرتشت در آنجا به دست يك توراني كشته شد؛ 2) نام آتشكده‌ي […]
نام نیکو
آذریاس
1- ياس آتشين، ياس به رنگ آتش؛ 2- (به مجاز) زيبارو و معطر.
نام نیکو
آذرین
1- منسوب به آذر، آتشين؛ 2- گرم و سوزان؛ 3- (در گياهي) نوعي گل بابونه كه نام عاميانه آن بابونه‌ي گاوچشم است.
نام نیکو
آذین
1- زيور، زيب، زينت، آرايش؛ 2- (در قديم) آيين، رسم و قاعده.
نام نیکو
آذین دخت
(آذين + دخت = دختر) 1- زيب و زينت دختران؛ 2-كنايه از دختر شايسته و زيبا.
نام نیکو
آرا
(مخفف آراينده)، 1- آراستن؛ زيور، زينت و آرايش؛ 2- آرايش‌كننده، آراينده. [اين واژه با واژه‌ي عربي آرا (آراء) به معني رأي‌ها، نظرها […]
نام نیکو
آرات
(ترکی) شجاع، دلیر، جَسور.
نام نیکو
آراد
1- (اَعلام) (در آیین زرتشتی) نام فرشته‌ي موكل بر دين و تدبير امور و مصالحي كه به روز آراد متعلق است، روز بيست و پنجم ماه شمسي به […]
نام نیکو
آرادخت
(آرا + دخت = دختر) دختر آراينده و مشاطه‌گر، دختر آرايشگر.
نام نیکو
آراز
1- ارس؛ 2- (اَعلام) قهرمان منسوب به طايفه‌ي آس. + ن.ك. آراس.
نام نیکو
آراس
1- (در تركي) آراز، به معني رود ارس؛ 2- (اَعلام) مرکز استان پادوکاله، در شمال فرانسه.
نام نیکو
آراسب
1- همان آراسپ؛ 2- (اَعلام) نام يكي از سرداران كوروش از ماد كه از كودكي دوست وي (كوروش) بود.
نام نیکو
آراسپ
(= آراسب)، ، آراسب.
نام نیکو
آراسته
(پهلوی، ārāstak) (صفت مفعولي از آراستن)1- آرايش شده و زينت و زيور داده شده؛ 2- آن كه علاوه بر ظاهر مرتب داراي صفت‌هاي خوب اخلاقي […]
نام نیکو
آرال
(اَعلام) از درياچه‌هاي بزرگ جهان، در جنوب شرقی قزاقستان و شرق دریای خزر، كه قبلاً در قلمرو جغرافياي ايراني بوده است.
نام نیکو
آرام
1- سكون، ثبات، آسايش، طمأنينه، صلح، آشتي، راحت؛ 2-(در قديم) مايه‌ي آرامش، آرامش بخش، تسلي بخش.
نام نیکو
آرام‌چهر
(آرام + چهر= چهره، نژاد) 1- آن‌كه چهره‌اش نشانگر آرامش است؛ 2- از نژاد و گوهر آرام.
نام نیکو
آرام‌دخت
(آرام + دخت = دختر)، دختر آرام و سازگار، دختری كه در زندگي با همه چيز مدارا كند.
نام نیکو
آرامش
(اسم مصدر از آراميدن و آرميدن)، فراغت، راحت، آسايش، صلح، آشتي، ايمني، امنيت، سنگيني، وقار و طمأنينه.
نام نیکو
آرامه
منسوب به آرام م آرام.