اسم ها

نام نیکو
آذرباد
1- پابنده و نگهبان آتش؛ 2- (اَعلام) (= آذرپاد = آذربادمارسپندان) موبد موبدان زمان ساسانی [قرن4 میلادی] که خُرده اوستا و بخشی از ا […]
نام نیکو
آذربد
[(آذر= آتش + بد/-bod/ و/-bad/ (پسوند محافظ یا مسئول)] نگهبان آتش.
نام نیکو
آذرچهر
1- آن که رويی سرخ چون آتش دارد ؛ 2- (به مجاز) دارنده‌ي رويی سرخ و سفيد، زيبارو.
نام نیکو
آذرسا
1- (آذر+ سا (پسوند شباهت))، مانند آتش، به رنگ آتش؛ 2- (به مجاز) زيبا رو.
نام نیکو
آذرشب
(تصحيف آذرشُست) 1- به معني شسته در آتش؛ 2- نام سمندر و پنبه كوهي؛ 3- برق؛ 4- (اَعلام) 1) فرشته‌ي موكل آتش كه پيوسته در آتش است؛ 2 […]
نام نیکو
آذرفروغ
1- شراره‌ي آتش، پرتو و روشنايي آتش؛ 2- (به مجاز) درخشنده و زيبا.
نام نیکو
آذرک
1- مصغر آذر؛ 2-(اَعلام) نام دختر يزدگرد سوم ساساني؛ [حرف «ك» در آذرك مي‌تواند كاف تحبيب نيز باشد به معني آذرِ محبوب و دوست داشتني].
نام نیکو
آذرگل
نام گلي سرخ‌رنگ كه پُرپَر است و به آن گل آتشين مي‌گويند.
نام نیکو
آذرگون
1- به رنگ آتش؛ 2- (در گياهي) نام گلي از انواع شقايق كه آن را خجسته نيز مي‌گويند؛ شقايق؛ هميشه بهار (گل).
نام نیکو
آذرمان
(= آذرمن)
نام نیکو
آذرمن
(آذر = آتش + من/مان = انديشه و فكر) 1- (به مجاز) داراي فكر و انديشه روشن؛ 2- (اَعلام) نام سردار صاحب آوازه انوشيروان.
نام نیکو
آذرمه
(= آذرماه)، ماه آذر، ماه نهم از سال شمسی.
نام نیکو
آذرمینا
1- آب آتش‌گون كه در مينا ريزند؛ 2- كنايه از شراب است.
نام نیکو
آذرنگ
آتش رنگ، نوراني، تابناك، آذرگون، روشن.
نام نیکو
آذریاس
1- ياس آتشين، ياس به رنگ آتش؛ 2- (به مجاز) زيبارو و معطر.
نام نیکو
آذرین
1- منسوب به آذر، آتشين؛ 2- گرم و سوزان؛ 3- (در گياهي) نوعي گل بابونه كه نام عاميانه آن بابونه‌ي گاوچشم است.
نام نیکو
آرادخت
(آرا + دخت = دختر) دختر آراينده و مشاطه‌گر، دختر آرايشگر.
نام نیکو
آراسب
1- همان آراسپ؛ 2- (اَعلام) نام يكي از سرداران كوروش از ماد كه از كودكي دوست وي (كوروش) بود.
نام نیکو
آراسپ
(= آراسب)، ، آراسب.
نام نیکو
آرام‌چهر
(آرام + چهر= چهره، نژاد) 1- آن‌كه چهره‌اش نشانگر آرامش است؛ 2- از نژاد و گوهر آرام.