اسم ها

نام نیکو
پوران‌رخ
1- شبيه به پوران؛ 2- سرخ و گلگون؛ 3- (به مجاز) زيبارو.
نام نیکو
اخگر
1- گلِ آتش، پاره‌ي آتش، شراره، خرده‌ي آتش، جرقه؛ 2- (به مجاز) آتش؛ 3- (به مجاز) زيبارو.
نام نیکو
فرخ ‌روز
1- آن‌كه داراي روزگار خجسته و مبارك است؛ 2- (به مجاز) خوشبخت و سعادتمند؛ 3- (در قديم) (در موسيقي ايراني) نام لحني از باربد مي‌باشد.
نام نیکو
نورآفاق
1- نور گسترده در جهان؛ 2- (به مجاز) زيباروي در جهان.
نام نیکو
یادمهر
1- ياد و خاطره‌ي مهر و محبت و دوستي؛ 2- يادآورنده‌ي دوستي و محبت.
نام نیکو
رشنواد
1- راستگويي؛ 2- (اَعلام) نام سپهسالار هماي چهرآزاد و مادر بهمن.
نام نیکو
راتاناز
بخشنده باشكوه.
نام نیکو
روا
جايز، لايق، سزاوار، شايسته؛ [اگر به كسر «ر» (رِوا) خوانده شود به معني بارداري، برومندي، فراواني و بسياري مي‌باشد؛ اين كلمه در عرب […]
نام نیکو
فرازین
بالایی، فرازی، اعلی (در مقابل فرودین).
نام نیکو
کاردان
دانا و با تجربه، كار آزموده.
نام نیکو
گوهران
عناصر اربعه (خاك، آب، هوا و آتش)، جمع گوهر، ع گوهر.
نام نیکو
فریس
مهربان، مهرورز.
نام نیکو
چهرآذر
(= آذرچهر)، ( آذرچهر.
نام نیکو
چمن‌رخ
(= چمن چهر)، ( چمن‌چهر.
نام نیکو
مینو رخ
(= مينوچهر)، مينوچهر.
نام نیکو
بدرام
(= پدرام)، ( پدرام.
نام نیکو
شادیان
(= شاديانه)، ( شاديانه.
نام نیکو
آناتا
(ترکی ـ فارسی) (آنا= مادر+ تا= نظیر، مانند، لنگه)، نظیر و مانند مادر، لنگه ی مادر.
نام نیکو
کاکوتی
(از تركي) گياهي علفي يك ساله و خودرو از خانواده‌ي نعناع كه برگ و دانه‌ي معطر آن مصرف دارويي دارد.
نام نیکو
مرزوان
(= مرزبان)، ( مرزبان.