اسم ها

نام نیکو
هوزان
نرگس شكفته. [دكتر معين در حاشيه برهان قاطع آورده است اين واژه مصحف (تصحيف شده يا خطا شده در نوشته) كلمه‌هاي «موژان» و «موجان» مي‌باشد].
نام نیکو
بهار ناز
(بهار + ناز= (به مجاز) زیبا و قشنگ) 1- بهار زیبا و قشنگ؛ 2- (به مجاز) زیبا و با لطافت.
نام نیکو
شیوه
1- روش، طريقه؛ 2- (در قديم) عشوه، ناز، حالت، وضع؛ 3- (در عرفان) اندك جذبه را گويند كه گاه هست و گاه نيست.
نام نیکو
فجر
1- نوری که از مدتی پیش از طلوع خورشید به زمین می تابد، سپیده ی صبح، فلق؛ 2- سوره ی هشتادو نهم از قرآن کریم ، دارای سی آیه.
نام نیکو
نیکراد
جوانمرد نيك، جوانمردي كه داراي صفاتي خوبي، نيكي و بخشش است، جوانمرد صالح و شايسته.
نام نیکو
آریسان
(آري = آريايي + سان (پسوند شباهت))، مانند آريايي.
نام نیکو
عطرا
عطرآگین و خوش بو.
نام نیکو
محمد رسا
از نام‌هاي مركب، ا محمّد و رَسا.
نام نیکو
جهان‌دخت
دختر شهره در عالم.
نام نیکو
وائل
1- طالب رستگاري؛ 2- (اَعلام) نام چند تن از صحابه و تابعين.
نام نیکو
زردشت
1- (= زرتشت)، زرتشت؛ 2- (اَعلام) 1) زردشت نام بخشی از رودخانه‌ي دِهوج در استان کرمان؛ 2) زردشت بهرام پژدو [زنده در سال 677 قمری] […]
نام نیکو
تهمتن
1- (در قديم) تنومند، قوي جثه، نيرومند؛ 2- (اَعلام) (در شاهنامه) لقبِ رستم پهلوانِ داستانی شاهنامه.
نام نیکو
خوشیار
دوست و يار شاد و شادمان.
نام نیکو
رشا
(صورت تخفیف یافتۀ «رَشَأ») بچۀ آهو، بچه آهویی که همپای مادر راه می‌رود.
نام نیکو
عدنا
1- منسوب به عَدن به معني جاودان، جاوداني؛ 2- لذت، حظ؛ 3- بهشتِ زميني.
نام نیکو
نبهان
1- آگاه، هوشیار؛ 2- (اعلام) 1) ابن عمرو، پدر قبیله ای است قبیله های طی در عرب؛ 2) نام کوهی و جایی در کشور یمن.
نام نیکو
محمد طالب
از نام‌هاي مركب، ا محمّد و طالب.
نام نیکو
امیریزدان
از نام‌هاي مركب، ( امير و یزدان.
نام نیکو
راتا
1- رادي، بخشندگي، سخاوت، دهش، بخشش؛ 2- (اَعلام) (در اوستایی) فرشته‌ي داد و دهش و بخشندگی.
نام نیکو
امیده
(امید + ه (پسوند نسبت) منسوب به امید، اميد.