اسم کردی

آریشن
(کردی) مینوی، معنوی.
آسمین
(کردی) 1- یاسمن (گل)؛ 2- (در بعضی منابع کردی) آسمان.
افران
(کردی) خلق شدن.
اورامان
(کردی) (اعلام) نام منطقه ای از کردستان ایران که از طرف شرق متصل است به مریوان و از غرب به شمال به شهرزور و از جنوب به جوانرود. + ن.ک. اورمان.
بریار
(کردی) عهد و پیمان، قول و قرار، شرط و قرار.
بژوین
(کردی) 1- زمین پرگیاه و علف؛ 2- پاک.
بنوشه
(در کردی و بعضی از گویشهای ایرانی)، بنفشه، ، بنفشه.
بنیا
(کردی) 1- بنیاد؛ 2- بنیه و توان؛ 3- هنگامه.
بوژانه
(کردی، بیژان) گیاهی دارای برگ های ریز و ساقه های دراز و گل های بور رنگ که بوی تندی دارد و مگس از آن می گریزد.
بیریوان
(کردی) شیردوش، زن یا دختری که در شیردوشگاه شیر گوسفندان را می دوشد.
پایار
1- سال گذشته، پار؛ 2- (در کردی) پایدار، سربلند.
پرژین
(کردی) پرچین، حصار، پرچینی از گلهای ریز به دور باغات.
توار
1- (در کردی) پرنده؛ 2- نوعی ریسمان؛ 3- (اعلام) 1) (توارکوه) نام کوهی در شمال ایران، شهرستان چالوس ؛ 2) نام محلی در ناحیه برسویر در ایالت دو […]
جیهان
1- (در کردی) جهان، کیهان، گیتی؛ 2- (معرب) (= جهان و جَیحان)؛ 3- (اَعلام) نام دختر شاه جهان از سلسله‌ي تیمور لنگ که به تصوف و زیبایی مشهور بوده است.
چنور
(کردی) گیاهی خوشبو شبیه به شوید، که در بعضی از مناطق کردستان میروید.
خوشناو
(کردی) 1- خوشنام، نیک نام؛ 2- نوعی انگور سیاه دانه بزرگ؛ 3- (اعلام) نام یکی از طوایف کرد در ناحیهی چقلاو (= شقلاو).
دلژین
(کردی) زندگی دوست داشتن، زندگی باصفا، زندگی موافق طبع.
روچیار
(کردی) (= روجیار، rojyār ) آفتاب، زمانه، روزگار.
روژآوا
(کردی) (= روژاوا، rožawā ) غروب، غرب.
روژبین
(کردی ـ فارسی) (روژ = روز + بین = جزء پسین بعضی از کلمه های مرکب، به معنی بیننده و نشان دهنده) 1- بیننده ی روز؛ 2- نشان دهنده ی روز؛ 3- (به […]