اسم پسر جدید

نام نیکو
تهمان
1- پهلوانان؛ 2- نيرومندها.
نام نیکو
رهور
1- راهوار؛ 2- (به مجاز) چابك.
نام نیکو
سمان
1- مخفف آسمان؛ 2- روز بيست و هفتم از هر ماه شمسي.
نام نیکو
پژوهان
در حال پژوهیدن و تحقیق، جویان.
نام نیکو
غلی
غلي
نام نیکو
سپهرام
موجب آرام و قرار سپاه، آرامش لشكريان.
نام نیکو
آدلی
(ترکی)، صاحب اسم و جاه، مشهور، نام، نامدار.
نام نیکو
پژوتن
(= پشوتن)، ) پشوتن.
نام نیکو
شهبال
(= شاه بال)، بال بزرگ، بزرگترين پر از پرهاي بال مرغ، شهپر.
نام نیکو
نامور
(= نام آور) 1- (به مجاز) داراي آوازه و شهرت، معروف، مشهور؛ 2- (در قديم) (به مجاز) با ارزش، نفيس، گران بها؛ 3- (در قديم) نام داده شده، مسما.
نام نیکو
قارن
(اَعلام) 1) از خاندان‌هاي اشرافی ایران در دوره‌ي اشكانيان و ساسانیان؛ 2) (در شاهنامه) پهلوان ایرانی، پسر کاوه‌ي آهنگر؛ 3) نام باس […]
نام نیکو
سلم
(اوستايي) 1- (اَعلام) (در شاهنامه) شاهزاده‌ی پیشدادی، پسر بزرگ فریدون، که پدر پادشاهی روم را به او داد. او با همدستی برادر دیگرش […]
نام نیکو
برازان
(براز + ان (پسوند نسبت))، 1- منسوب به براز، منسوب به برازندگي و آراستگي؛ 2- (به مجاز) برازنده؛ 3- (اَعلام) نام چند ستاره.
نام نیکو
دعبل
(در عربي) 1- ماده شتر نيرومند؛ 2- (اَعلام) دِعبل خزاعي [148-246 قمری] شاعر شیعی عرب، که شعرهایی در مدح امام رضا(ع) و در هجو هارون […]
نام نیکو
یاوند
(در قدیم) فرمان روا، پادشاه.
نام نیکو
علی کیا
(عربي ـ فارسي) از نام‌هاي مركب، ( علي و كيا.
نام نیکو
علی مهزیار
(عربي ـ فارسی) از نام‌هاي مركب، ، علي و مهزیار.
نام نیکو
امیرفضل‌الله
(عربي ـ معرب) از نام‌هاي مركب، ي امير و كسري (كسرا).