اسم پسر جدید

پژوتن
(= پشوتن)، ) پشوتن.
شهبال
(= شاه بال)، بال بزرگ، بزرگترين پر از پرهاي بال مرغ، شهپر.
نامور
(= نام آور) 1- (به مجاز) داراي آوازه و شهرت، معروف، مشهور؛ 2- (در قديم) (به مجاز) با ارزش، نفيس، گران بها؛ 3- (در قديم) نام داده شده، مسما.
قارن
(اَعلام) 1) از خاندان‌هاي اشرافی ایران در دوره‌ي اشكانيان و ساسانیان؛ 2) (در شاهنامه) پهلوان ایرانی، پسر کاوه‌ي آهنگر؛ 3) نام باستانی ناحیه […]
سلم
(اوستايي) 1- (اَعلام) (در شاهنامه) شاهزاده‌ی پیشدادی، پسر بزرگ فریدون، که پدر پادشاهی روم را به او داد. او با همدستی برادر دیگرش تور، برادر […]
برازان
(براز + ان (پسوند نسبت))، 1- منسوب به براز، منسوب به برازندگي و آراستگي؛ 2- (به مجاز) برازنده؛ 3- (اَعلام) نام چند ستاره.
دعبل
(در عربي) 1- ماده شتر نيرومند؛ 2- (اَعلام) دِعبل خزاعي [148-246 قمری] شاعر شیعی عرب، که شعرهایی در مدح امام رضا(ع) و در هجو هارون، مأمون و […]
یاوند
(در قدیم) فرمان روا، پادشاه.
علی کیا
(عربي ـ فارسي) از نام‌هاي مركب، ( علي و كيا.
علی مهزیار
(عربي ـ فارسی) از نام‌هاي مركب، ، علي و مهزیار.
امیرفضل‌الله
(عربي ـ معرب) از نام‌هاي مركب، ي امير و كسري (كسرا).
حامدحسین
(عربي) 1- از نام های مركب، حامد و حسین؛ 2- (اعلام) حامدحسین، سیدمحمدتقی [1246-1306 قمری] عالم، فقیه، مفسر، محدث و متکلم در لکهنو زاده شد و […]
ممدوح
(عربي) 1- آن‌كه در شعر مدح يا ستايش شده باشد؛ 2- ستايش شده، تحسين شده، پسنديده.
رفیع‌الدین
(عربي) 1- بلند پايه در دين؛ 2- (اَعلام) نام چند تن از مشاهير.
داعی
(عربي) 1- دعاكننده، دعاگو؛ 2- دعوت كننده؛ 3- (در حقوق) دليل نهايي كه باعث اقدام فرد به عملي قانوني يا غير قانوني مي‌شود، غرض.
علی امین
(عربي) از نام‌هاي مركب، ، علي و امین.
محمد فائق
(عربي) از نام‌هاي مركب، ا محمّد و فائق.
امیرصدرالدین
(عربي) از نام‌هاي مركب، ي امير و صدرالدین.