اسم پسر جدید

نام نیکو
محمد فاخر
(عربی) از نام‌هاي مركب، ا محمّد و فاخر.
نام نیکو
فربدعلی
(فارسی ـ عربي) از نام‌هاي مركب، فربد و علی.
نام نیکو
راژور
(كردي) 1- جای بالا در مجلس؛ 2- حاکم، فرمانروا.
نام نیکو
ورد
(معرب از پهلوي) 1- (در قديم) (در گياهي) گلِ سرخ، گل؛ 2- (در عربي) شير بيشه، دلاور.
نام نیکو
مهرمند
(مهر+ مند (پسوند دارندگي))، داراي مِهر، با محبت، دوست.
نام نیکو
هوشور
(هوش + ور (پسوند دارندگي)) ( = هوشمند)، ( هوشمند.
نام نیکو
تهمان
1- پهلوانان؛ 2- نيرومندها.
نام نیکو
رهور
1- راهوار؛ 2- (به مجاز) چابك.
نام نیکو
سمان
1- مخفف آسمان؛ 2- روز بيست و هفتم از هر ماه شمسي.
نام نیکو
پژوهان
در حال پژوهیدن و تحقیق، جویان.
نام نیکو
غلی
غلي
نام نیکو
سپهرام
موجب آرام و قرار سپاه، آرامش لشكريان.
نام نیکو
آدلی
(ترکی)، صاحب اسم و جاه، مشهور، نام، نامدار.
نام نیکو
پژوتن
(= پشوتن)، ) پشوتن.
نام نیکو
شهبال
(= شاه بال)، بال بزرگ، بزرگترين پر از پرهاي بال مرغ، شهپر.
نام نیکو
نامور
(= نام آور) 1- (به مجاز) داراي آوازه و شهرت، معروف، مشهور؛ 2- (در قديم) (به مجاز) با ارزش، نفيس، گران بها؛ 3- (در قديم) نام داده شده، مسما.
نام نیکو
قارن
(اَعلام) 1) از خاندان‌هاي اشرافی ایران در دوره‌ي اشكانيان و ساسانیان؛ 2) (در شاهنامه) پهلوان ایرانی، پسر کاوه‌ي آهنگر؛ 3) نام باس […]
نام نیکو
سلم
(اوستايي) 1- (اَعلام) (در شاهنامه) شاهزاده‌ی پیشدادی، پسر بزرگ فریدون، که پدر پادشاهی روم را به او داد. او با همدستی برادر دیگرش […]