اسامی پسرانه از حرف گ

اسم پسر از گ : در این صفحه می توانید اسامی پسرانه ای که با حرف “گ” شروع می شوند را مشاهده نماییم.
نام هایی که با “گ” شروع می شوند عبارت اند از :

گرد
دلير، پهلوان، دلاور، شجاع.
گردیا
(گرد = بلند، بلندي، مبارز، دلاور، بهادر و شجاع + (پسوند نسبت))، 1- منسوب به بلندي؛ 2- منسوب به شجاعت و دلاوري؛ 3- (به مجاز) شجاع و دلير.
گرسیوز
1- دارنده‌ي استقامت و پايداري اندك؛ 2- (اَعلام) (در شاهنامه) برادر افراسياب، که او را به کشتن سیاوش برانگیخت و سرانجام همراه با برادرش به د […]
گرشا
(اوستایی) پادشاه كوه؛ [اين واژه (در اوستا) «گري/ gery» به آرش كوه است و (در سانسكريت) «گيري/ giray» نوشته شده است].
گرشاسب
(= كرشاسپ و گرشاشپ) 1- به معني دارنده‌ي اسب لاغر؛ 2- (اَعلام) 1) (در شاهنامه) از پهلوانان ايراني سپاه منوچهر در جنگ با سلم و تور و خزانه دا […]
گشتاسب
1- دارنده‌ي اسب آماده؛ 2- (اَعلام) نام پسر لهراسب پادشاه كيان كه خواهان پادشاهي از پدر بود، و نام پدر داريوش بزرگ پادشاه هخامنشي.
گشواد
(= كشواد)، 1- داراي بيان شيوا و فصيح است؛ 2-(اَعلام) پهلوان ايراني، پدر گودرز، ملقب به زرّین کلاه.
گلباد
1- دارای بوی گل؛ 2- (اَعلام) پهلوانی تورانی معاصر پشنگ و منوچهر، پسر ویسه و برادر پیران پهلوان تورانی.
گلپا
(گل+ پا = پاي، جزء پسين بعضي از كلمه‌هاي مركّب به معني «پاينده»، «پاييدن»)، 1- گلِ پاينده و جاويد؛ 2- (به مجاز) هميشه دوست داشتني (شخص)؛ 3- […]
گلپاد
(گل+ پاد = نگهبان، پاسبان)، محافظ و نگهبان گل، گلبان، باغبان.
گودرز
(اَعلام) 1) (در شاهنامه) سردار ايراني عصر کیکاووس و کیخسرو، پسر گشواد و دارای 78 پسر، که همه از پهلوانان بودند. او در خواب از وجود کیخسرو خ […]
گوهران
عناصر اربعه (خاك، آب، هوا و آتش)، جمع گوهر، ع گوهر.
گویا
1- گوينده، سخنگو؛ 2- (به مجاز) رسا و روشن و آشكار.
گیل
1- مجموعه‌ي طوايفي كه در گيلان سكونت داشته و دارند؛ 2- (اَعلام) نام پسر گيلانشاه، ملقب به گاوباره سر سلسله‌ي ملوك گاوباره، و نام كسي است كه […]
گیو
(اَعلام) (در شاهنامه) يكي از پهلوانان داستاني ايراني پسر گودرز، داماد رستم و پدر بيژن. برای آوردن کیخسرو به توران رفت. در پایان کار کیخسرو […]
گیوان
(= كيوان)، ( كيوان.
[تعداد: 0    میانگین: 0/5]