اسامی پسرانه از حرف ک

اسم پسر از ک : در این صفحه می توانید اسامی پسرانه ای که با حرف “ک” شروع می شوند را مشاهده نماییم.
نام هایی که با “ک” شروع می شوند عبارت اند از :

کابیان
(= كاويان)، درفش كاويان. + كاويان.
کارا
(= کارآ) به کار آینده، مفید، مؤثر.
کاردان
دانا و با تجربه، كار آزموده.
کارن
(= قارِن)، ن قارِن.
کارنگ
1- كسي كه آواي خوبي دارد، خوش نوا؛ 2- زبان آور؛ 3- صاحب طَرب.
کاروان
1- گروه مسافرانی که با هم عازم مقصدی هستند، قافله؛ 2- (به مجاز) چیزی که عناصر و اجزای آن به دنبال هم در حرکتند.
کارون
(اعلام) نام رودی در جنوب غربی ایران، در استانهای چهارمحال و بختیاری و خوزستان به طول 890 کیلومتر، که با نام کوه رنگ از ارتفاعات زردکوه در ش […]
کاظم
1- (در قديم) فرو خورنده خشم؛ 2- (اَعلام) لقب امام موسي ابن جعفر(ع) هفتمين امام شيعيان.
کامبخش
1- (به مجاز) آن‌كه خواسته و آرزوي كسي را برآورده كند، برآورنده‌ي آرزوها؛ 2- به وصال رساننده.
کامبد
(كام + بد /-bod/ (پسوند محافظ يا مسئول)) 1- روي هم به معني نگهبان كام، ميل، آرزو و مقصد و مراد؛ 2-(به مجاز) كاميار و كامياب؛ 3- ويژگي آن كه […]
کامبوزیا
(= کمبوجیه)، ( کمبوجیه.
کامبیز
صورت ديگري از كمبوجيه كه در زبان فرانسه كامبيز شده و مجدداً وارد فارسي شده است. ص كمبوجيه.
کامبین
نيك بخت، سعادتمند، توانگر، كامياب، خوشدل و بهره‌مند.
کامدین
(اَعلام) نام دستورِ [وزير] «برزو قيام الدين» كه نسخه‌ي بسيار خوبي از زراتشنامه را نوشت و از روي همان نسخه زراتشنامه به انگليسي ترجمه شده است.
کامراد
(كام = قدرت، توانايي + راد = جوانمرد، بخشنده)، روي هم جوانمرد قدرتمند و توانا.
کامران
1- (در قديم) (به مجاز) آن كه در هر كاري موفق است، موفق؛ 2- خجسته، مبارك؛ 3- مسلط، چيره؛ 4- (در حالت قيدي) با كامروايي و موفقيت.
کامرو
(كام = خواست، اراده، قصد + رو)، 1- به كام رونده؛ 2- ويژگي آن كه به خواست و اراده خود حركت مي‌كند؛ 3-(به مجاز) داراي اراده (؟). [دکتر معین د […]
کامروا
(به مجاز) آن كه به آرزو و خواستش رسيده است، موفق.
کامروز
1- ویژگی آن که روزگار به میل و اراده اوست؛ 2- (به مجاز) خوشبخت.
کامکار
(در قديم) (به مجاز) كامروا، موفق، كامگار.
[تعداد: 0    میانگین: 0/5]