اسامی پسرانه از حرف ن

اسم پسر از ن : در این صفحه می توانید اسامی پسرانه ای که با حرف “ن” شروع می شوند را مشاهده نماییم.
نام هایی که با “ن” شروع می شوند عبارت اند از :

نائل
(عربي) (= نايل)ویژگی آن که به موقعیتی دست یافته است یا چیزی را دریافت کرده است.
ناجی
(عربي) 1- نجات دهنده، منجي؛ 2- (در قديم) نجات يابنده و 3- (به مجاز) رستگار.
نادر
1- آنچه به ندرت يافت شود، كمياب؛ آن كه در نوع خود بي نظير باشد، بي‌همتا؛ عجيب، شگفت‌آور؛ 2-(در حالت قيدي) به ندرت؛ 3- (اَعلام) 1) نادر شاه […]
ناصح
(عربي) 1- نصيحت كننده، پند دهنده؛ 2- (در قديم) دلسوز، خيرخواه.
ناصر
1- (در قديم) نصرت دهنده، ياري كننده؛ 2- (اَعلام) 1) ناصرخسرو: [394-481 قمری] حکیم، شاعر و نویسنده‌ي ایرانی، متولد قباديان بلخ. پیشوای اسماع […]
ناصرالدین
(عربي) 1- ياري كننده‌ دين؛ 2- (اَعلام) 1) ناصرالدین شاه: شاه ایران [1264-1313 قمری] از سلسله‌ي قاجار، که در 17 سالگی شاه شد. وزیرش امیرکبیر […]
ناصرخسرو
(عربی ـ فارسی) 1- از نام های مرکب، ، ناصر و خسرو؛ 2- (اعلام) ناصرخسرو: [394-481 قمری] حکیم، شاعر و نویسنده ی ایرانی، متولد قبادیان بلخ پیشو […]
ناطق
(عربي) 1- سخنران؛ گوينده، سخن‌گو؛ داراي توانايي سخن گفتن، گويا؛ 2- (در قديم) آشكارا، واضح، بيّن؛ 3-(در قديم) آشكار كننده، بازگو كننده؛ 4- ( […]
نافع
(عربي) 1- سود رساننده، سودمند، مفيد؛ 2- از صفات و نام‌هاي خداوند.
نامبد
[(نام+ بد/ bod-/ يا/ bad-/ (پسوند محافظ يا مسئول)]، (به مجاز) صاحب نام.
نامجو
1- (به مجاز) نامدار، مشهور؛ 2- (در قديم) جوياي آوازه و شهرت.
نامدار
1- (به مجاز) داراي آوازه و شهرت بسيار، مشهور، معروف؛ 2- (در قديم) (به مجاز) بزرگ، بزرگوار، پهلوان؛ 3- (در قديم) (به مجاز) نفيس، قيمتي؛ 4- گ […]
نامور
(= نام آور) 1- (به مجاز) داراي آوازه و شهرت، معروف، مشهور؛ 2- (در قديم) (به مجاز) با ارزش، نفيس، گران بها؛ 3- (در قديم) نام داده شده، مسما.
نامی
(منسوب به نام)، 1- (به مجاز) مشهور، معروف؛ 2- (در قديم) محبوب، گرامي؛ 3- (در عربي) (اسم فاعل از نموّ و نَماء) به معني نمو كننده، بالنده، روينده.
نامین
نامی، مشهور.
نایب
(عربي) 1- آن كه در غياب كسي عهده‌دار مقام و مسئوليت اوست، جانشين، نماينده؛ 2- (در اديان) در شيعه‌ي دوازده امامي هر يك از علماي ديني كه در ز […]
نایف
(عربي) 1- مرتفع؛ 2- (اَعلام) نام يكي از دليران مردم نجد از بزرگان و رؤساي باديه نشين.
نبهان
(عربی) 1- آگاه، هوشیار؛ 2- (اعلام) 1) ابن عمرو، پدر قبیله ای است قبیله های طی در عرب؛ 2) نام کوهی و جایی در کشور یمن.
نبی
1- پيغمبر، رسول؛ 2- (به مجاز) حضرت محمّد(ص)؛ 3- (اَعلام) نبی تخلص ملا عبدالنبی فخرالزمانی: [قرن10 هجری] شاعر و نویسنده‌ي ایرانی متخلص به عز […]
نبیالله
1- رسول خدا؛ 2- (در اديان) عنواني براي پيغمران؛ 3- (اَعلام) از القاب پیامبر اسلام(ص).
[تعداد: 0    میانگین: 0/5]