اسامی پسرانه از حرف ق

اسم پسر از ق : در این صفحه می توانید اسامی پسرانه ای که با حرف “ق” شروع می شوند را مشاهده نماییم.
نام هایی که با “ق” شروع می شوند عبارت اند از :

قائد
(عربي) 1- آن كه جمعي از مردم را رهبري مي‌كند، رهبر، پيش‌رو، پيشوا؛ 2- (در قديم) رئيس قافله، كاروان سالار؛ 3- (در قديم) (در نجوم) نام ستاره‌ […]
قائم
(عربي) 1- ايستاده، به حالت عمودي قرار گرفته؛ 2- (در اديان) لقب امام دوازدهم شيعيان كه غايب است (عج)؛ 3- (در قديم) اقامه كننده‌ي حق، برپادار […]
قابوس
1- (معرب كاووس)، كاووس؛ 2- (اَعلام) شمس‌ المعالي قابوس‌ وشمگير: امیر [336-371 ؛ 403 قمری] سلسله‌ي زياریان در شمال ایران، که بر اثر شکست از […]
قادر
(عربي) 1- داراي قدرت، توانا؛ 2- از نام‌ها و صفات خداوند.
قارن
(اَعلام) 1) از خاندان‌هاي اشرافی ایران در دوره‌ي اشكانيان و ساسانیان؛ 2) (در شاهنامه) پهلوان ایرانی، پسر کاوه‌ي آهنگر؛ 3) نام باستانی ناحیه […]
قاسم
1- (در قديم) بخش‌كننده، مقسم؛ 2- (اَعلام) 1) قاسم ابن حسن: [حدود 44-61 قمری] فرزند امام حسن(ع) و از نخستین یاران امام حسین(ع) كه در واقعه‌ي […]
قانع
(عربي) 1- آن كه به دارايي خود يا آنچه در اختيار دارد، راضي است و بسنده مي‌كند، قناعت كننده، خرسند؛ 2- راضي و خرسند از جواب يا از سخني كه شن […]
قاهر
(عربي) 1- مقهور كننده، چيره، توانا؛ 2- (اَعلام) قاهر: (= ابومنصور محمّد) خلیفه‌ي عباسی [320-322 قمری] پسر معتضد، که سردارانش بر او شوریدند، […]
قباد
1- محبوب، شاه محبوب، سرور گرامي؛ 2- (اَعلام) 1) (در شاهنامه) پهلوان ایرانی، پسر کاوه و برادر قارِن، که به دست پهلوانی تورانی کشته شد؛ 2) (د […]
قدرت
1- توانايي، توان، سلطه و نفوذ؛ 2- (در فلسفه قديم) توانايي ويژه‌ي موجود زنده كه با آن از روي قصد و اراده عملي را انجام مي‌دهد يا ترك مي‌كند.
قدرت‌الله
قدرت خداوند.
قدوس
(عربي) (در قديم) 1- پاک و منزه؛ 2- از نام ها و صفات خداوند.
قدیر
(عربي) 1- (در قديم) توانا، قادر؛ 2- از نام‌ها و صفات خداوند.
قدیر محمد
(عربي) از نام‌هاي مركب، ( قدیر و محمّد.
قدیم
(عربي) 1- ديرينه، كهن، قديمي، زمان گذشته؛ 2- (در حالت قيدي) در زمان گذشته، سابقاً؛ 3- (در قديم) سابق، پيشين؛ 4- از نام‌ها و صفات خداوند.
قطب الدین
(عربي) 1- محور آيين و كيش؛ 2- (اَعلام) 1) قطب‌الدین شیرازی: (= محمود ابن مسعود) [634-710 قمری] دانشمند و حکیم ایرانی، شاگرد خواجه نصیر الدی […]
قهار
(عربي) 1- نيرومند، پر زور؛ 2- (در قديم) سلطه‌گر و غالب و چيره؛ 3- از نام‌ها و صفات خداوند.
قهرمان
1- آن كه در كار دشوار و مهمي مثل ورزش يا جنگ تلاش زيادي كرده و به شهرت رسيده است؛ 2- پهلوان؛ 3- دلاور؛ 4- (در قديم) نگهبان و محافظ.
قوام
(عربي) استواري، استحكام.
قوام‌الدین
(عربي) 1- موجب استواري و استحكام دين؛ 2- (اَعلام) نام چند تن اشخاص در تاريخ.
[تعداد: 0    میانگین: 0/5]