اسامی پسرانه از حرف ص

اسم پسر از ص : در این صفحه می توانید اسامی پسرانه ای که با حرف “ص” شروع می شوند را مشاهده نماییم.
نام هایی که با “ص” شروع می شوند عبارت اند از :

صائب
1- (در قدیم) راست و درست؛ 2- (اَعلام) صائب تبريزي: [قرن 11هجری] شاعر ايرانی که مدتی را در کابل و هند گذراند. او از بنیانگذاران سبک تازه ای […]
صابر
1- صبور، صبر كننده، شكيبا؛ 2- از نامهاي خداوند؛ 3- (در تصوف) ويژگي آن كه براي خدا صبر كند و از سختي‌ها شكايت نكند؛ 4- (اَعلام) 1) ادیب صابر […]
صاحب
(عربي) 1- دارنده، مالك، دارا؛ 2- (منسوخ) سرور، آقا؛ 3- (در قديم) هم‌نشين و هم‌صحبت، يار؛ 4- (در قديم) فرمانروا و حاكم؛ 5- (در عرفان) يار و […]
صادق
1- آن كه گفتارش مطابق با واقعيت است، راستگو، راست و درست و راستين؛ 2- (اَعلام) 1) لقب امام جعفر صادق(ع): [80-148 قمری] ششمین امام شیعیان، ک […]
صارم
(عربي) (در قديم) 1- شمشير تيز؛ 2- قطع كننده، برنده.
صاعد
(عربي) 1- (در قديم) بالارونده، صعود كننده؛ 2- (در نجوم) ويژگيِ ستاره‌اي كه نسبت به زمين از سمت شمال بر‌مي‌آيد؛ 3- (اَعلام) صاعداندلسی: (= ا […]
صالح
1- شايسته و درستكار، نيك، خوب، درست؛ 2-(در قديم) داراي اعتقاد و عمل درست ديني؛ 3- (اَعلام) 1) پيامبر قوم ثمود به روايت قرآن، که چون آن قوم […]
صامت
(عربي) 1- خاموش، بي صدا، ساكت؛ 2- (در حالت قيدي) در حال سكوت؛ 3- (در قديم) (به مجاز) طلا و نقره.
صامد
(عربی) 1- باصلابت، نیرومند؛ 2- ثابت و پابرجا بر آنچه بر خود واجب دانسته یا بر آنچه تعهد کرده و پیمان بسته.
صانع
(عربي) 1- سازنده، آفريننده؛ 2- (در قديم) صنعت‌گر؛ 3- آفريدگار، خداوند.
صبیح
(عربي) 1- (در قديم) (به مجاز) زيبا و شاد؛ 2- خندان و خوشحال.
صحتیار
(عربي ـ فارسي) (صحت + يار (پسوند دارندگي))، 1- داراي تندرستي و سلامتي، تندرست و سلامت؛ 2- درست بودن و درستي.
صدرا
(صدر + ا (پسوند نسبت))، 1- منسوب به صدر، ( صدر؛ 2- (اَعلام) فيلسوف و متکلم ایرانی [حدود 979- 1050 قمری] معروف به صدرا، ملاصدرا و ملقب به صد […]
صدرالدین
(عربي) 1- پيشواي دين (اسلام)؛ 2- لقبي است كه به بعضي از علماي اسلام داده‌اند؛ 3- (اَعلام) 1) صدرالدین محمّد شیرازی: (ملاصدرا)، صَدرا. 2- ؛ […]
صدرالدین محمد
(عربی) 1- از نام‌های مركب، م صدرالدین و محمّد؛ 2- (اَعلام) صدرالدین محمد شیرازی: (ملاصدرا)، ص صدرالدین 3- و صدرا 2- .
صدرالله
(عربي) 1- (به مجاز) كسي كه برتري و مهتري او از سوي خداست؛ 2- (به تعبير عرفاني) داراي باطن و روح خدايي.
صدوق
(عربي) 1- (در قديم) راستگو، صديق؛ 2- (اَعلام) نام شهرستانی در مرکز استان یزد.
صدیق
(عربي) 1- (در تصوف) بنده‌ي خاص خداوند؛ 2- (در قديم) بسيار راستگو و درستكار؛ 3- (در عرفان) صديق كسي را مي‌گويند كه در گفتار و كردار و دانش‌ه […]
صراط
(معرب از لاتين) 1- (در قديم) راه، طريق؛ 2- (به مجاز) پل صراط.
صریر
(عربی) 1- (در قدیم) صدایی که از قلم در وقت نوشتن ایجاد می شود؛ 2- (به مجاز) آواز، صدا؛ 3- صدایی که از در هنگام باز و بسته شدن بر می خیزد.
[تعداد: 0    میانگین: 0/5]