اسامی پسرانه از حرف ح

اسم پسر از ح : در این صفحه می توانید اسامی پسرانه ای که با حرف “ح” شروع می شوند را مشاهده نماییم.
نام هایی که با “ح” شروع می شوند عبارت اند از :

حاتم
1- به معني حاكم، قاضي، داور؛ 2- (اَعلام) رييس قبيله و شاعر عرب [قرن7 میلادی] که به بخشش و دلاوری معروف بود و داستانهای فراوانی درباره‌ي او […]
حاجات
(عربي، جمع حاجَة) ، حاجت ها
حاذق
(عربي) 1- كارآزموده و داراي تجربه‌ي كافي در دانش يا فني، چيره دست، استاد و ماهر؛ 2- داراي هوش، زيرك.
حارث
(عربي) 1- (در قدیم) کشاورز، برزگر؛ 2- (اعلام) 1) حارث بن ابی شعر [قرن ششم میلادی] بزرگترین فرمانروای غسانی و اولین پادشاه این سلسله؛ در زما […]
حارس
(عربي) نگهبان، محافظ.
حازم
(عربي) محتاط، دور انديش.
حاصل
(عربي) نتيجه، فراهم و موجود يا به دست آمده، آنچه در طول عمر به دست آمده يا كسب شده است.
حافظ
1- آن كه مراقبت يا حفاظت از كسي، جايي يا چيزي را بر عهده دارد. نگهبان؛ 2- (اَعلام) 1) شمس‌الدين محمّد، «حافظ» شيرازي از عارفان و شاعران بنا […]
حامد
سپاس‌گزار.
حامدحسین
(عربي) 1- از نام های مركب، حامد و حسین؛ 2- (اعلام) حامدحسین، سیدمحمدتقی [1246-1306 قمری] عالم، فقیه، مفسر، محدث و متکلم در لکهنو زاده شد و […]
حامی
(عربي) 1- منسوب به حام پسر نوح، از اولاد حام؛ 2- آن كه پشتيبان و نگهبان كسي يا چيزي است، حمايت كننده، پشتيبان.
حبیب
1- دوست، يار، معشوق؛ 2- (اَعلام) 1) حبیب ابن مظاهر [قرن اول هجری] مسلمان شیعه‌ي ساکن کوفه، از یاران امام حسین(ع) که همراه او در کربلا شهید […]
حبیب الله
1- دوست خدا؛ 2- (اَعلام) حبیب الله خان پادشاه افغانستان [1319-1337 قمری] که در برابر 160 هزار لیره، روابط خارجی افغانستان را به بریتانیا وا […]
حجت
1- آنچه با آن بتوان ادعايي را ثابت كرد، دليل، برهان؛ 2- (در قديم) پيشوا، رهبر.
حجت‌الله
1- برهان حق تعالي؛ 2- (در تصوف) انسان كامل كه حجت حق بر خلق است.
حدیر
(اَعلام) يكي از لشكريان پیامبر اسلام(ص).
حر
(عربي) 1- آزاد؛ 2- (در قديم) داراي اعتقاد و رفتار شايسته و بزرگوارانه، جوانمرد، آزاده؛ 3- (اَعلام) 1) حر ابن یزید (ریاحی) [قرن اول هجری] سر […]
حریف
(عربي) 1- (در قديم) همنشين و معاشر، يار، دوست؛ 2-(در قديم) معشوق.
حسام
(در قديم) شمشير تيز و برنده.
حسام رضا
(عربی) از نام‌هاي مركب، حسام و رضا.
[تعداد: 0    میانگین: 0/5]