اسامی پسرانه از حرف ج

اسم پسر از ج : در این صفحه می توانید اسامی پسرانه ای که با حرف “ج” شروع می شوند را مشاهده نماییم.
نام هایی که با “ج” شروع می شوند عبارت اند از :

جابان
(اَعلام) اميري كه پوراندخت پادشاه عجم او را با سپاهي عظيم به جنگ سپاه عرب فرستاد.
جابر
1- شكسته بند؛ 2- ستمگر، ستمكار، جبار؛ 3-(در لاتین) Jeber یا jabir ؛ 4- (اَعلام) 1) نام ابن حيان ازدي كوفي شیمیدان مسلمان ساکن کوفه معروف به […]
جاماس
(= جاماسب)، جاماسب.
جاماسب
(اوستایی، jāmāspa) 1- به معناي داراي اسب درخشان؛ 2- (اَعلام) نام برادر قباد شاهنشاه ساساني و فرزند فيروز (پيروز). [جاماسب در ادبیات ایران و […]
جامی
(جام + ی (پسوند نسبت))، 1- منسوب به جام؛ 2- (اعلام) 1) نورالدین ابوالبرکات عبدالرحمان بن نظام الدین احمد بن محمد جامی [817-898 قمری]، شاعر، […]
جان‌افزا
(به مجاز) جان افروز، جان افروز.
جانبخش
1- ويژگي آن‌كه موجب شادي، آرامش و تازگي روح مي‌شود و لذت بخش و خوشايند است؛ 2- زنده كننده.
جان‌پرور
جانبخش، جانبخش.
جانمهر
دوستدارِ جان.
جانیار
(جان = روح و روان + يار (پسوند دارندگي))، داراي روح و روان.
جاهد
(عربي) جهد كننده، كوشا، ساعي.
جاودان
(= جاويدان)، جاويدان.
جاوید
1- (= جاويدان)، جاويدان؛ 2- (اَعلام) نام مستعار حسین راثی زاده شاعر و نمایشنامه نویس آذربایجانی، که پس از سال 1936 میلادی مغضوب و به سیبری […]
جاویدان
هميشگي، ابدي، به طور هميشگي، تا ابد.
جبار
1- از صفات خداوند؛ 2- يكي از صورت‌هاي فلكي؛ 3- پادشاه و حاكمي كه سلطه و قدرت دارد.
جبرائیل
(عبري) (= جبريل، جبرئيل) 1- بنده‌ي خدا، مرد خدا؛ 2- (اَعلام) در فرهنگ اسلامي و ديگر اديان نام يكي از فرشتگان مقرب الهي كه رابط ميان خدا و پ […]
جبریل
(عبري) (= جبرائيل)، جبرائيل.
جرجیس
(عربي) 1- گل سياه؛ 2- (اَعلام) 1) نام پيامبري از بني‌اسرائيل كه به انواع عقوبت او را مي‌كشتند، باز به امر الهي زنده مي‌شد و امتِ خود را دعو […]
جریر
1- جاري، روان؛ 2- تند زبان؛ 3- گويا؛ 4- (اَعلام) 1) نام پدر محمّد ابن جَرير طبري: [310 هجری] معروف به جَریر طبری، مورخ و مفسر ایرانی ساکن ب […]
جستان
(اسم مصدر از جهيدن)، چابك و چالاك.
[تعداد: 0    میانگین: 0/5]