اسامی پسرانه از حرف ب

اسم پسر از ب : در این صفحه می توانید اسامی پسرانه ای که با حرف “ب” شروع می شوند را مشاهده نماییم.
نام هایی که با “ب” شروع می شوند عبارت اند از :

بابک
1- پرورنده و پدر را گويند؛ 2- (در قديم) خطاب فرزند به پدر از روي مهرباني؛ پدر جان؛ 3- (اَعلام) 1) پدر اردشیر بابکان [قرن 2 میلادی]؛ 2) نام […]
باتیس
(= به تيس)، نام كوتوالِ [دژدار يا نگهبان دژ و قلعه] غزه، در زمان جنگ اسكندر با ايران كه نسبت به شاه خود بسيار صادق و باوفا بود.
باراد
1- نیرومند، جوانمرد؛ 2- (اَعلام) نام پسر کسی که در زمان شاپور اول می زیسته و نام او در کتیبه‌ی زردشت نوشته شده است.
باربد
[(بار = رخصت، اجازه + بد/ badـ/ و/ bodـ/ (پسوند محافظ يا مسئول)]، 1- خداوندِ بار (بارگاه)، پرده‌دار؛ 2- (اَعلام) نوازنده و موسيقي دان معروف […]
بارزان
(= بارِز) نامِ قوم بارز یا بارزان یا بارجان، تاریخ این قوم به پیش از اسلام می‌رسد و نام آن از دوره‌ي ساسانیان در متون ضبط شده است، نخستین ب […]
بارسین
(= فارسین، پارسین) 1- منسوب به پارس؛ 2- (به مجاز) ایرانی؛ 3- (اعلام) (فارسینج، فارسین) نام روستایی در شهرستان همدان.
بارمان
1- شخص محترم و لايقِ داراي روح بزرگ؛ 2- (اَعلام) 1) از سرداران توراني در دوران نوذر؛ 2) نام دلاوري توراني كه با دوازده هزار سپاه و با هديه‌ […]
بازیار
1- (در قديم) كشاورز، برزگر، كارگر كشاورزي؛ 2- (در قديم) مربي و نگهدارنده باز، مير شكار، بازدار.
باستان
1- مربوط به گذشته‌ي دور، زمان قديم؛ 2- (در قديم) (به مجاز) پير و سالخورده.
باسط
(عربي) 1- (در قديم) بسط دهنده، گسترش دهنده؛ 2- از نامهاي خداوند.
باسل
(عربي) شجاع، بهادر، دلير، مرد دلير، دلاوري، شير.
باسم
(عربي) (در قديم) 1- تبسم كننده؛ 2- شكر.
باقر
1- (در قديم) شكافنده، گشاينده؛ 2- (اَعلام) 1) لقب محمّد ابن علي امام پنجم شيعيان محمّد باقر(ع). [همه ی مؤلفان در مذاهب شیعه و سنی سبب ملقب […]
بامداد
(در پهلوی، bāmdāt) 1- مدت زماني از هنگام روشن شدن هوا تا طلوع آفتاب و يك يا دو ساعت بعد از آن، صبح، صبا؛ 2- (اَعلام) 1) اسم پدر مزدك؛ 2) با […]
بامشاد
(اوستايي) 1- شكوهمند، شاد؛ 2- (اَعلام) نام نوازنده‌اي بزرگ در عهد ساسانيان.
باهر
(عربي) 1- روشن، آشكار، درخشان، هويدا؛ 2- شاخص، مشهور؛ 3- (اَعلام) لقب عبدالله ابن علي ابن حسين ابن علي ابن ابي طالب كه او برادر پدري و مادر […]
باور
1- مجموعه‌ي اعتقادهايي كه در يك جامعه مورد پذيرش قرار گرفته است؛ 2- حالت يا عادتي ذهني كه باعث اعتقاد يا يقين انسان مي شود؛ 3- قبول سخن، يق […]
باوند
(اَعلام) 1) نام پسر شاپور اسپهبد طبرستان كه نسبت خود را به كيوس برادر انوشيروان مي‌رسانيد؛ 2) نام سلسله‌اي از امراي محلي مازندران (آل باوند).
بایا
بايسته، ضروري، مورد نياز، واجب، لازم.
بتیس
(اعلام) نام نگهبانِ شهر غزه از طرف داریوش سوم پادشاه ایران که در برابر اسکندر مقدونی مقاومت شدید کرد.
[تعداد: 0    میانگین: 0/5]