اسم فارسی

آدرینا
[(آدر = آتش + ين (پسوند نسبت) + الف اسم ساز)]، 1- آتشين، سرخ‌روي؛ 2- (به مجاز) زيبارو (؟).
آذر
1- (در قديم) آتش، نار؛ 2- ماه نهم از سال شمسي؛ 3- (در قديم) (گاه شماري) نام روز نهم از ماه شمسي در ايران قديم؛ 4- (در قديم) (به مجاز) آتشكد […]
آذین
1- زيور، زيب، زينت، آرايش؛ 2- (در قديم) آيين، رسم و قاعده.
آراد
1- (اَعلام) (در آیین زرتشتی) نام فرشته‌ي موكل بر دين و تدبير امور و مصالحي كه به روز آراد متعلق است، روز بيست و پنجم ماه شمسي به نام اوست؛ […]
آرتین
1- منسوب به آرت، پاكي و تقدس؛ 2- (به مجاز) پاك و مقدس؛ 3- (اَعلام) هفتمين پادشاه ماد.
آرزو
(پهلوی، ārzok) 1- خواهش، كام، مراد، چشمداشت، اميد، توقع و انتظار؛ 2- ميل و اشتياق براي رسيدن به مراد يا مقصودي معمولاً مطلوب؛ 3- (اَعلام) ( […]
آرسام
گونه‌اي ديگر از واژه‌ي آرشام، گ آرشام.
آرش
1- درخشنده؛ 2- (اَعلام) 1) نام يكي از تيراندازان زمان منوچهر شاه كه ماجراي پرتاب تير او از داستانهاي حماسي است؛ 2) نام پسر دوم كيقباد و برا […]
آرشام
1- داراي زور خرس، خرس نيرو؛ 2- (اَعلام) پسر آريامنه و پدر ويشتاسپ و نام نیای داریوش بزرگ شاهنشاهِ هخامنشي در قرن 5 پیش از میلاد.
آرشیدا
(آر + شيد + الف اسم ساز)، آريائي درخشان.
آرمان
1- آرزو، حسرت، كمال مطلوب، مراد و خواسته؛ 2- تصوراتي كه براي ساختن جنبه‌هاي گوناگون زندگيِ مطلوب در ذهن انسان هاست، آنچه بايد باشد و به آن مي‌انديشيم.
آرمین
(اَعلام) 1) نام چهارمين پسر كيقباد سردودمان كياني؛ 2) نژاد آرمين. + كي آرمين
آروین
1- امتحان و آزمايش و تجربه؛ 2- آزموده و آزمايش شده.
آریا
1- آزاده، نجيب؛ 2- (اَعلام) 1) شعبه‌اي از نژاد سفيد كه از روزگاران بسيار قديم در ايران، هند و اروپا ماندگار شده‌اند؛ 2) نژاد هند و اروپايي.
آریستا
1- مانند عروس؛ 2- (به مجاز) زيبا.
آرین
آريايي، آريا.
آزاده
1- آزاد، اصيل؛ 2- (در قديم) نجيب، شريف، صالح؛ 3- (در قديم) ايراني؛ 4- (اَعلام) نام زنِ چنگ نوازي در زمان بهرام گور.
آزیتا
1- سوزن کاری کردن؛ 2- نقش زدن با قلم بر روی اشیا.
آکام
(عربي) 1- سرزمين فراز، سرزمين بلند، زمين‌هاي بلند؛ 2- تپه‌ها.