اسامی دخترانه از حرف ل

اسم دختر از ل: در این صفحه می توانید اسامی دخترانه ای که با حرف “ل” شروع می شوند را مشاهده نماییم.
نام هایی که با “ل” شروع می شوند عبارت اند از :

لاچین
(تركي) شاهين شكاري، شاهين سفيد، باز شكاري.
لادن
1- (در گياهي) گل زينتي به رنگ زرد، قرمز يا نارنجي؛ 2- گياه اين گل كه علفي يا پايا و رونده يا بالارونده است و گل و برگ آن مصرف دارويي دارد؛ […]
لاریسا
[لاري = (منسوخ) نوعي سكه‌ي نقره‌اي كه در فارس ضرب مي‌شده است + سا = (پسوند شباهت)] 1- شبيه به لاري، مثل لاري؛ 2- (به مجاز) نفيس و با ارزش؛ […]
لاله
1- (در گياهي) گلي به شكل جام و سرخ رنگ كه بر روي پايه‌اي بلند قرار دارد؛ 2- گياه اين گل كه علفي، پايا و زينتي است و پياز دارد؛ 3- (به مجاز) […]
لاله ‌دخت
(لاله + دخت = دختر)، 1- دختري كه مثل لاله است؛ 2- (به مجاز) زيبارو و لطيف.
لاله ‌رخ
1- داراي چهره‌ي سرخ و لطيف چون لاله؛ 2- (به مجاز) خوبروي، زيبارو.
لاله‌ رو
(= لاله رخ)، لاله رخ.
لاله‌ زار
1- زميني كه در آن لاله‌ي فراوان روييده باشد؛ 2- (به مجاز) چهره‌ي سرخ و لطيف.
لاله‌ سار
1- لاله سر؛ 2- مرغي است خوش آواز و سر سرخ؛ 3- (لاله + سار (پسوند مكان))، لاله‌زار.
لاله ‌سان
(لاله + سان (پسوند شباهت))، 1- مانند لاله، لاله وش؛ 2- (به مجاز) زيبارو.
لاله‌ گون
(لاله + گون (پسوند شباهت))، 1- به رنگ لاله، لاله فام، لاله وش؛ 2- (به مجاز) زيبا رو.
لاله ‌وش
(لاله + وش (پسوند شباهت))، 1- به رنگ لاله، لاله فام، لاله گون؛ 2- (به مجاز) زيبا رو.
لامعه
(عربي) (مؤنث لامع) (در قديم) درخشان، تابنده، درخشنده.
لاون
(= لادن، يلان، بلاون) (در شاهنامه) نام جايگاهي است كه از آن در جنگ دوازده رخ چند بار ياد شده است. در اين جايگاه بسياري از ايرانيان كه چند ت […]
لاوین
(اَعلام) نام يكي از مناطق مرزي غرب ايران.
لبابه
(عربي) 1- (در قديم) خالص و برگزيده از هر چيز؛ 2- (اَعلام) 1) نام دختر موسي ابن جعفر(ع)؛ 2) نام دختر علي ابن ابي طالب(ع).
لبانه
(عربی) 1- آرزو، مراد، میل، خواست؛ 2- (در گیاهی) درخت صنوبر، ناژ، ناژو.
لبخند
خنده‌ي كوتاه و بي‌صدا كه در آن فقط لب‌ها از هم باز مي‌شوند و تبسم.
لبنا
(عربي) 1- (در گياهي) درختي كه از آن ميعه‌ي سائله به دست مي‌آيد؛ 2- ميعه، سيلان، رواني. [ميعه سائله (در قديم) ماده‌ي رزيني كه از درخت ميعه و […]
لطافت
(عربي) 1- لطيف بودن، نرمي؛ 2- طراوت و زيبايي؛ 3-(در قديم) مهرباني، لطف، رأفت؛ 4- ظريف و حساس بودن؛ 5- (در قديم) (به مجاز) نغزي و خوشايندي.
[تعداد: 0    میانگین: 0/5]